تعریف استراتژی در این مقاله جامع از منابع علمی گوناگون استراتژی اثر بخش علی خادم الرضا مدرس و مشاور کسب و کار پورتر مینتزبرگ هامل سان تزو عفاریان

تعریف استراتژی ، استراتژی چیست؟

تعریف استراتژی ، استراتژی چیست؟

در این مقاله بیان جامعی از تعریف استراتژی از درون متون علمی گردآوری کردم تا بتوان با مطالعه و تأویل آنها، دید عمیقتری از این واژه کسب کرده و به تبع بتوانیم کاربست درست ­تری از آن را در برنامه­ ریزی و مدیریت سازمان اعمال نمائیم.

هیچ چیز سهل ­الوصولی در دنیای رقابت مزیت­ آور نیست، بنابراین استراتژی اثربخش تنها در سایه نگرش هوشیارانه به جوهره استراتژی شکل می­ گیرد (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، A، ۴۱). بنابراین ضروریست که ماهیت و جوهره استراتژی شناخته و بازگو شود. برای استراتژی تعاریف متعددی ذکر شده است و هر یک از این تعاریف ابعادی از مفاهیم استراتژیک را مورد توجه قرار داده است.

سابقه ای از تعریف استراتژی

سان تزو هنر جنگ استراتژی تعریف استراتژی علی خادم الرضاسابقه مفاهیم استراتژی به ۳۴۰ سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد و در کتاب هنر جنگ ژنرال چینی سان تزو، به چگونگی استفاده از این مفاهیم برای غلبه بر دشمن پرداخته شده است(فقهی فرهمند، ۱۳۸۸). این فیلسوف استراتژی را در اصطلاح نظامی هنر و فن طرح ریزی ترکیب و تلفیق عملیات نظامی برای رسیدن به هدف جنگی مشخص تعریف می کند.

با آنکه واژه استراتژی یونانی است و زادگاه آن طبعاً باید مغرب زمین باشد اما با پژوهشی در تاریخ نظامی و اجتماعی مشرق زمین (ایران و چین) می توان ادعا کرد که زادگاه استراتژی به مفهوم رزم آوری در این خطه از عالم است و از اینجا به اروپا و سایر نقاط جهان راه یافته است (پهلوانیان، ۱۳۸۹، ۱۴). لغت «استراتژی» از واژه یونانی “Strategos” گرفته شده که به معنای «ژنرال ارتش» است. سالانه هر یک از ده قبیله یونان باستان یک Strategos انتخاب می­کردند تا نیروها را هدایت کند. بعدها وظایف وی به امور قضایی و مدنی نیز تعمیم داده شد.

تعریف استراتژی در لغتنامه

تاریخچه برنامه ­ریزی استراتژیک به امور نظامی باز می­ گردد. طبق تعریف لغت نامه وبستر، «استراتژی، علم برنامه ­ریزی و هدایت عملیات نظامی بزرگ در مقیاس کلان، با هدف تشخیص و یافتن بهترین موقعیت قبل از شروع درگیری واقعی با دشمن است» (سیروس، ۱۳۹۰، ۴).

دایره المعارف بریتانیکا تعریف استراتژی را از دید نظامی با تعبیر هنر برنامه­ ریزی و هدایت عملیات معرفی کرده و برای متمایز ساختن آن با تاکتیک سه ویژگی گسترده بیشتر عملیاتی، دوره زمانی بلندتر و جابه جایی انبوه نیروها را قید می کند (برادران شرکاء،۱۳۸۶).

تعریف استراتژی در متون علمی

اما استراتژی به مفهوم امروز آن دستاورد پس از جنگ جهانی دوم و حاصل سیر و تحول برنامه ­ریزی است و برای اولین بار توسط آلفرد چندلر در کتاب استراتژی و ساختار بکار رفت (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، A، ۱۵ و انصاری، ۱۳۹۰، ۱۸). در ادامه برخی از تعاریف استراتژی از منظر صاحبنظران این حوزه آورده شده است.

استراتژی شامل تصمیم ­گیری در این باره است که مقصد کجاست و رسیدن به آن چگونه خواهد بود. استراتژی همانا بیان قصد و نیت است، یعنی آنچه دوست داریم انجام دهیم و اینکه قصد داریم چگونه آن را به انجام برسانیم. استراتژی اهداف بلند مدت را تعریف می­ کند ولی عمدتاً تأکید آن بر چگونگی تحقق این اهداف است. استراتژی وسیله و ابزار ایجاد ارزش است (آرمسترانگ، ۱۳۹۰،۳۷).

اگر چه تعریف استراتژی به شیوه­ های مختلف بیان و تجزیه و تحلیل می ­شود و برای برنامه­ ریزی مورد استفاده قرار می­ گیرد، اما به طور کلی استراتژی به فرایند تعیین مأموریت ، مقاصد و هدف های اساسی و بلند مدت سازمان و پذیرش جریان اقدامات و تخصیص منابع ضروری برای دستیابی به هدف های سازمان می­ پردازد (بدخشانی و فروزانفر ، ۱۳۸۹) به گونه ­ای که قادر به تبیین موضوعاتی نظیر این باشد که در چه کسب و کاری و چه نوع سازمانی فعالیت می­ کنیم یا می­ خواهیم فعالیت نمائیم (انصاری، ۱۳۹۰).

از نظر پورتر ماهیت استراتژی عبارت است از مرتبط کردن یک شرکت به محیط اطرافش (پورتر،۱۳۹۱، ۴۱). تعریف استراتژی یک شرکت عبارت است از نقشه بازی مدیریت برای دستیابی به یک جایگاه در بازار، هدایت عملیات خود، جذب و خشنود کردن مشتریان، رقابت موفقیت آمیز و دستیابی به اهداف سازمان (تامپسون و گمبل،۱۳۹۱).

تعریف استراتژی در این مقاله جامع از منابع علمی گوناگون استراتژی اثر بخش علی خادم الرضا مدرس و مشاور کسب و کار پورتر مینتزبرگ هامل سان تزو عفاریانگروه مشاوران بوستن استراتژی را امری مربوط به جایگاه­ سازی در میدان رقابت می ­دانند (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷،A،۴۴).

کی(۱۹۹۹) بیان دارد که تأکید و تمرکز استراتژی بر اقداماتی است که شرکت را از رقیبانش متمایز می­ سازد ( آرمسترانگ، ۱۳۹۰، ۳۸).

از نظر دیوید استراتژی ها ابزارهایی هستند که شرکت می­ تواند بدان وسیله به هدف های بلند مدت خود دست یاید (دیوید، ۱۳۸۶).

به عقیده مینتزبرگ استراتژی برنامه و الگوی رفتاری سازمان برای تعیین موقعیت آتی و ارائه شمای کلی از چگونگی تحقق هدفها است (ناظمی، ۱۳۸۳).

بروس هندرسون، صاحب نظر برجسته و مؤسس گروه مشاورین بوستون استراتژی را ایجاد یک مزیت منحصر به فرد برای تمایز سازمان از رقبا و اساس کار را مدیریت این تمایز می داند و ماکیدز استراتژی رقابتی را هنر خلق جایگاه برتر برای یک شرکت تعریف می­ کند (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، A، ۱۵-۱۸).

تعریف استراتژی رقابتی

استراتژی رقابتی ترکیبی از اهداف نهایی [۱] می­ باشد که شرکت سعی در رسیدن به آنها را دارد و برای سیاستهایی[۲] که دستیابی به این اهداف را مقدوور می­سازد، شرکت های مختلف اصطلاح های متفاوتی را به کار می­ برند. به عنوان مثال برخی از شرکتها از واژه رسالت[۳] یا اهداف[۴] به جای اهداف (Goals) و برخی دیگر از تاکتیک[۵] به جای سیاست های وظیفه ­ای[۶] یا عملیاتی[۷] استفاده می­ کنند. در هر حال مفهوم اصلی استراتژی در تمییز بین اهداف و ابزارهاست (پورتر،۱۳۹۱، ۳۱). همچنین پورتر بیان می­ دارد که بهترین استراتژی برای یک شرکت، برنامه منحصر به فردی است که منعکس کننده شرایط خاص آن شرکت باشد. در همین رابطه او استراتژی های رقابتی عمومی[۸] خود، شامل تمایز[۹]، تمرکز[۱۰] و پیشرو بودن در هزینه[۱۱] را معرفی می­ کند (همان،۷۹).

در رویکرد استراتژی یک اصل قوی و بدون ابهام وجود دارد و آن تمرکز است. اگر بخواهیم در همه کارها قوی باشیم در هیچ کاری قوی نخواهیم بود. این اصل ناشی از محیط رقابتی و محدودیت منابع است. اصولاً استراتژی زاییده این دو عامل است چرا که بدون رقابت استراتژی امری بی­ معناست. همچنین باید بیان داشت که استراتژی ، اثر بخشی خود را از قواعد رقابت می­ ستاند و برای یک استراتژی اثربخش باید قواعد رقابت را به درستی شناخت (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، A، ۱۷-۱۹).

صرف منابع محدود بر موضوعات غیر اصلی، جریمه ­اش واگذاری میدان رقابت به رقیبی است که منابع محدود خود را بر روی موضوعات اصلی متمرکز کرده است. بنابراین ماهیت استراتژی تشخیص فرصت های اصلی و تمرکز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آن است (همان،۴۲). در همین راستا از جمله فواید استراتژی اینست که می­ تواند به مدیران شرکت این اطمینان را بدهد که سیاست هایشان دارای هماهنگی بوده و در راستای اهداف مشخصی می­ باشد (پورتر،۱۳۹۱ ،۲۷).

در تعریف استراتژی دیگری برنامه، موضع، الگوی رفتاری، پرسپکتیو، سیاست یا تصمیمی است که سمت و سوی دیدگاه ها و جهت حرکت سازمان را نشان می ­دهد. استراتژی می­ تواند تحت سطوح سازمانی، وظایف و محدوده زمانی متفاوت تعریف شود (کاوسی،۱۳۸۹، ۱۵۲). در سند راهبردی توسعه صنعتی جمهوری اسلامی ایران آورده شده است که راهبرد مجموعه­ ای است از اهداف غایی، مقاصد اساسی، مأموریت های بنیادین، قواعد زیربنایی و نحوه تخصیص منابع برای دستیابی به اهداف، که جهت­ گیری و حرکت سازمانها بر اساس آنها صورت می­ گیرد (سند راهبرد توسعه صنعتی، ۱۳۸۴).

تعریف استراتژی در این مقاله جامع از منابع علمی گوناگون استراتژی اثر بخش علی خادم الرضا مدرس و مشاور کسب و کار پورتر مینتزبرگ هامل سان تزو عفاریان

پیسانو بیان دارد که استراتژی هیچ چیز به جز تعهد به یک الگوی رفتاری مشخص به منظور پیروی در یک رقابت نبوده و به یک فرض اساسی منتج می شود که عبارت است از اینکه “چه چیزی موجب پیروزی می شود” .(Pisano, 2012) وی همچنین در این میان سه هدف (و ابزار) اساسی که برای ایجاد یک استراتژی خوب مورد نیاز هستند را نام می ­برد که عبارتند از استحکام و انسجام[۱۲]، ارتباط و پیوستگی[۱۳] و مورد آخر انطباق و انتظام[۱۴].

استحکام:

یک مزیت منتج از یک تصمیم نیست بلکه نتیجه انباشتی[۱۵] از سلسله­ ای از تصمیمات، عملکردها، رفتارها و نتایج در طول زمان است. یک استراتژی خوب چهارچوبی را برای اتخاذ تصمیمات منسجم و در راستای اهداف مشخص در در طول زمان به وجود می­آورد.

پیوستگی:

در یک سازمان بزرگ هر روزه تصمیمات گوناگون توسط بخش ها و مسئولین گوناگون گرفته می شود که می­ توانند ظرفیت­ های رقابتی سازمان را شکل دهند. در این میان استراتژی یک مکانیزم ترکیبی[۱۶] را به منظور اطمینان یافتن از ارتباط معنی دار این تصمیمات تاکتیکی فراهم می­ آورد.

انطباق:

سازمان ها زمانی موفق می شوند که استراتژی های آنها با واقعیت های محیط بیرونی هم تراز شده باشند. در این میان استراتژی های واحد تحقیق و توسعه باید در راستای استراتژی های کل سازمان آن قرار داشته باشند. بدین ترتیب استراتژی برای هم­ ترازی محیط درون و بیرون سازمان مؤثر است .(Pisano, 2012)

هنری مینتزبرگ به عنوان یکی از متأخرین در حوزه استراتژی معتقد است که مفاهیمی چون استراتژی را نمی توان در قالب یک تعریف استراتژی آورد و باید تعاریف مختلفی را برای آن پذیرفت (پهلوانیان، ۱۳۸۹، ۲۸). وی برای تعریف استراتژی پنج ویژگی پیشنهاد می­ کند: استراتژی به عنوان طرح [۱۷]، استراتژی به عنوان تمهید [۱۸]، استراتژی به معنی الگو [۱۹]، استراتژی به عنوان وضعیت [۲۰] و استراتژی به معنی دیدگاه [۲۱] (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، A،۲۹-۴۴).

همچنین آرمسترانگ عقیده دارد که مفهوم استراتژی به سه مفهوم دیگر استوار است: مزیت رقابتی [۲۲]، قابلیت های متمایز [۲۳]و هماهنگی استراتژیک [۲۴]. مفهوم مزیت رقابتی را اولین باز پورتر مطرح ساخت. به زعم وی مزیت رقابتی نصیب شرکتی می­شود که برای مشتریانش ارزش قائل می­شود. همچنین فرصت های فراروی شرکت برای حفظ مزیت رقابتی را معمولاً  قابلیت های آن تعیین می­ کند. قابلیت های متمایز عبارتند از آن دسته مشخصات و ویژگی هایی که رقیبان نمی­ توانند از آنها گرته برداری کنند. مفهوم هماهنگی استراتژیک به معنی به حداکثر رساندن میزان تناسب و تطابق میان مزیت رقابتی هر شرکت با منابع و قابلیت هایش و همچنین فرصت های موجود در محیط بیرونی است (آرمسترانگ، ۱۳۹۰).

همچنین هامل بر اساس مطالعاتی که انجام داده است، پنج توصیه اساسی در فراهم کردن زمینه خلق استراتژی اثربخش پیشنهاد می­ کند که عبارتند از: پیشنهادات جدید، گفتگوهای جدید، احساسات جدید، دیدگاه ­های جدید و تجارب جدید (غفاریان و کیانی، ۱۳۸۷، A،۲۹-۳۱).

در نهایت تعریف استراتژی باید یادآور شد که استراتژی مفهومی ذهنی است بدین معنی که تمامی استراتژی ها انتزاعی­ اند و تنها در ذهن افراد وجود دارند. هر استراتژی نوعی نوآوری است و به آینده توجه دارد، مبنای آن بینش مدیران است و نتیجه آن زمانی مشخص می­ شود که به انجام رسیده باشد.

 

مشاهده قسمتی از سمینار مایکل پورتر که در رابطه با تعریف استراتژی است:

در این ویدئو مایکل پورتر می گوید استراتژی چیست ؟ و استراتژی چه نیست؟

برگرفته از سند برنامه استراتژیک واحد تحقیق و توسعه سازمان اتکا

تهیه و تدوین: علی خادم الرضا

انتشار مطلب تعریف استراتژی با ذکر منع بلامانع است.


[۱] – Goals

[۲] – Policies

[۳] – Mission

[۴]– objectives

[۵] – Tactics

[۶] – Functional Policies

[۷] – Operating

[۸] – Generic Strategies

[۹] – Differentiation

[۱۰]–   focus

[۱۱] – Cost leadership

[۱۲] – Consistency

[۱۳] – Coherence

[۱۴] – Alignment

[۱۵] – Cumulative

[۱۶] – Integrating Mechanism

[۱۷] – Plan

[۱۸] – Ploy

[۱۹] – Pattern

[۲۰] – Position

[۲۱] – Perspective

[۲۲] – Competitive Advantage

[۲۳] – Distinctive Capabilities

[۲۴] – Strategic Fit

خوب است که این مطالب را نیز مطالعه کنید :

اگر از این مطلب رضایت دارید آن را به اشتراک بگذارید

نظرات

نظری برای نوشته نیست

پاسخ دهید